پارت هفتاد و یک :

حالا دیگه همه‌ی توجه‌ها به من جلب شده بود. بقیه سر سفره یه جوری با تعجب نگاهم می‌کردن که انگار خودِ من یه جن بودم که اومده تو کلبه!
سعی کردم نگاه متعجبشونو نادیده بگیرم. درحالی‌که معذب شده بودم به بابا که بی‌رحمانه پشتمو ماساژ می‌داد گفتم:
- نگران نباشین، خوبم.
- دارم می‌بینم! یه دفعه چت شد؟
- درست نمی‌دونم. همین که بیدار شدم فهمیدم یکی تو اتاق کنارمه. لعنتی جوریم دست‌وپ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    هنوز تا آخر این بخشو نخوندم ولی وای وای وای وای وای! یعنی چی؟ لطفا بگین که سیاوش آدم بده نیست😭😭😭 من از اکیپ چهار نفرشون خیلی خوشم میاد وای نه😭 نمی خوام😭 مهرداد برا چی ناراحته چند روزه؟؟؟؟ ویایایویویایوییایادیایویایایوی

    ۸ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    سرعت خوندنت چقدر بالاست🤣🩵🩷

    ۸ ماه پیش
  • معصومه

    0

    بس که داستان گیراست😭♥️

    ۸ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    0

    ارههههه🤣🤣🤣🤣باید تیم شیم😂

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    3

    هیچ دلم با میلاد نیستو مطمئنم سیاوش یه دلیل محکم برای کاراش داره.( کاش اون مشت به میلاد می خورد)

    ۹ ماه پیش
  • فامی

    1

    :))))))))))خوشحالم یکی هست همه جوره طرف سیاوشه

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    1

    عزیزم پس چی، این بچه اونجا غریب افتاده فکر کردن می تونن بهش زور بگن. کافیه سیاوش بکشه عقب تا همشون پس بیوفتن، نمک نشناس بازی میارن الان😂😂😂

    ۹ ماه پیش
  • فامی

    3

    واقعا خیلی زورم اومد این همه بچه بهشون کمک کرد از دوتا مرگ حتمی نجاتشون داد بعد زرتو زرت شر میگفت درموردش بعد جالبیش اینجاست اخلاقی خودش بدتر از همه بود😒

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    1

    وای دقیقا داری حرف دلمو می زنی

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    2

    عزیزم من فهمیدم که شما خیلی خوش سلیقه هستی و فهمیدی کی ارزش طرفداری داره😂 بعد از این تشریف بیار زمزمه در شب اونجا درخدمت باشیم😂

    ۹ ماه پیش
  • فامی

    0

    عشق منی حتما فقط باید قبلش کوه آمینو بخونم یه نمه صبر کن میام تیم تشکیل میدیم🤝🏼🤤

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    0

    اره اره، کوه امین خیلی قشنگه

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    0

    از اونجایی که تو این رمان اسمای عجیب غریب مال منه، اونجا هم راحت می تونی منو بشناسی و دوتایی می تونیم به همه جز سیاوش عزیز دلم هیت بدیم و تخمه بشکنیم😂😂😂

    ۹ ماه پیش
  • فامی

    0

    تشخیص دادم میومدم نظرارو میخوندم فقط بخاطر پیامای تو چون بقیه رو درک نمیکردم😂🤣 اوف ارههههه هستم

    ۹ ماه پیش
  • بالاخواه سیاوش

    0

    وااای قربونت برم😭😂بین این همه میلاد فن داشتم غریبی می کردم کم کم😂

    ۹ ماه پیش
  • فامی

    0

    اره مثل اینکه از نظر تایپی و فکری خیلی شبیه همیم😔توجه کردی به طوری که ما دوتا کامنتارو به رگبار بستیم عالیه😂

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    مهرداد چه غلطی اینجا می خواد بکنه که این بدبختارو بخاطرش معطل کرده؟

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    3

    عجب عوضی این سیاووش فکر کردم آدم بدرد بخوری خسته نباشید ممنون

    ۱ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    مهرداد طرفدار زیاد داره سرش دعوا میکنن 😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۸

    4

    ای بابا فقط سیاوشو کم داشتن این وسط😒😒😒

    ۲ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    سیاوشم داره روشو زیاد می‌کنه، همه تک به تک میرن رو مخ میلاد😑

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️